سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107غزل شمارهٔ 107شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انچهخواهیکردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟شورش عاشقان چه خواهی کرد؟2نقل کریںمشکزلفی و نرگسینچشمیتا بدان نرگسان چه خواهی کرد؟3نقل کریںخونم از دیدگان بپآلودیرنج این دیدگان چه خواهی کرد؟4نقل کریںهر زمان با تو یار اندیشمتا تو اندر جهان چه خواهی کرد؟5نقل کریںنقش آب روان مباش به پاسنقش آب روان چه خواهی کرد؟6نقل کریںمژهتیری و ابروان چو کمانپس تو تیر و کمان چه خواهی کرد؟7نقل کریںدل ببردی و قصد جان کردییله کن جان تو جان چه خواهی کرد؟8نقل کریںزان کمر طرف بر میان من استبارِ آن بر میان چه خواهی کرد؟9نقل کریںای چو جان و دلم به هر وصلتوصلت عاشقان چه خواهی کرد؟10نقل کریںچون سنایی سگی به کوی تو درنعرهٔ پاسبان چه خواهی کرد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟چرات بینم با اشک سرخ و با رخ زرد؟سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106اگلی نظمناز را رویی بباید همچو وردچون نداری گرد بدخویی مگردسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟چرات بینم با اشک سرخ و با رخ زرد؟سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106