سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228غزل شمارهٔ 228شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: وحمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز همت عشق بافتوحمپا بستهٔ عشق بلفتوحم2نقل کریںبربود ز بوی زلف عقلمبفزود ز آب روی روحم3نقل کریںاز موی سیاه اوست شامموز روی نکوی او صبوحم4نقل کریںیک بوسه ازو بیافتم بسآن بود ز عشق او فتوحم5نقل کریںزان بوسهٔ همچو آب حیواناکنون نه سناییم که نوحم6نقل کریںنی نی که برفت نوح آخرمن نوح نیم که روح روحم7نقل کریںآن روز گریخت از سناییآن توبه که گفت من نصوحم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا بر آن روی چو ماه آموختمعالمی بر خویشتن بفروختمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227اگلی نظمدگر بار ای مسلمانان به قلاشی در افتادمبه دست عشق رخت دل به میخانه فرستادمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدگر بار ای مسلمانان به قلاشی در افتادمبه دست عشق رخت دل به میخانه فرستادمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229