شاعر: سنایی
سرشگی کز غم معشوق بارم
همه رنگ لب معشوق دارد
شنیدستی به عالم هیچ عاشق
که از دیده لب معشوق بارد
زمین
فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر، که این دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده. احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبش دمی فربه نماید.
الا تا نشنوی مدح سخنگوی
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 28
مپرس از عشق و از نیرنگی عشق
بهر رنگی که خواهی سر بر آرد
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 65
فارسی متن کا ماخذ: گنجور