صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 39 - در مدح خواجه عمید ثقةالملک، طاهر

قصیدهٔ شمارهٔ 39 - در مدح خواجه عمید ثقةالملک، طاهر

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ارخواهدکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

دی دل ما فگار خواهد کرد

وز ستم سوگوار خواهد کرد

22

سده بهر نوید فصل بهار

باز عهد استوار خواهد کرد

33

پیش چونین نوید گر که ترا

به امید بهار خواهد کرد

44

برفشان آن گهر که کافر ازو

در سقر زینهار خواهد کرد

55

اژدهایی که اهل بدعت را

روز محشر شکار خواهد کرد

66

آنکه می فخر کرد ازو ابلیس

جم از آن فخر عار خواهد کرد

77

مو و زرین شود ازو پران

چون زبانه چو مار خواهد کرد

88

همچنو بیند آن زمان معیار

آن که او را عیار خواهد کرد

99

گوهری کو چو خود کند به مثال

آن گهر کبدار خواهد کرد

1010

روی سرخی مادرش طلبد

آنکه با اوش یار خواهد کرد

1111

بی‌قرار آفریده‌ای در طبع

کیست کش با قرار خواهد کرد

1212

تا بینی که همچو هر سال او

در زمانه چه کار خواهد کرد

1313

در میان هوا ز جنبش خویش

فلکی مستعار خواهد کرد

1414

چون بنان محاسبش هر شاخ

گویی انجم شمار خواهد کرد

1515

بینی از وی دو مایهٔ ثنوی

چون دو سو آشکار خواهد کرد

1616

گل او آن نکرد روز از نور

کامشب او از شرار خواهد کرد

1717

گوهری کو نگار نپذیرد

عالمی چون نگار خواهد کرد

1818

جز وی از شمس همچو شمس از نور

لیل را چون نهار خواهد کرد

1919

دو عرض کاندروست تف و شعاع

بر سه جوهر نثار خواهد کرد

2020

آبرا لعل پوش خواهد کرد

خاک را مشکبار خواهد کرد

2121

بر هوایی که سیم بارید ابر

امشب او زربار خواهد کرد

2222

از تن لاله‌پوش لولو پاش

صد نهان آشکار خواهد کرد

2323

آشکاری کوهسار از رنگ

چون نهان بهار خواهد کرد

2424

کز نهیب بحار او فردا

آسمان را بخار خواهد کرد

2525

چشم بی‌دیدهٔ فلک را دود

دیده‌ها همچو نار خواهد کرد

2626

بر آن آب و رنگ را از عکس

چون می و کفته نار خواهد کرد

2727

افسر امهات و آبا را

بر سر خود فسار خواهد کرد

2828

ز آسمانها قلاده خواهد بست

از قمر گوشوار خواهد کرد

2929

سخت سوی فلک همی پوید

کار دیوانه‌وار خواهد کرد

3030

یا پدر زیر خاک می‌ماند

یا پسر اختیار خواهد کرد

3131

یا ز تاثیر طبع خود بر گل

چون سه عنصر جوار خواهد کرد

3232

مگر از بهر خوش دلی فضلا

چرخ را تار و مار خواهد کرد

3333

تا چو فخر دو کون در یکشب

نه فلک را گذار خواهد کرد

3434

تا بر سعد اخترش از دود

دیدهٔ نحس تار خواهد کرد

3535

تا نشان یافت رتبت خواجه

همتش را شعار خواهد کرد

3636

ثقةالملک طاهر آنکه چو آب

ایزدش پایدار خواهد کرد

3737

وز پی اتفاق و انصافش

آب از آتش سوار خواهد کرد

3838

آب از امنش سپر شود آنرا

که نهنگش شکار خواهد کرد

3939

قوت آب عزم او چون چرخ

خاک را نامدار خواهد کرد

4040

جوهر باد حزم او چون خاک

آب را با قرار خواهد کرد

4141

آن درختی که آب خشمش خورد

دان که آن شاخ‌وار خواهد کرد

4242

آب نظمش درخت فکرت را

از خرد بیخ و بار خواهد کرد

4343

گلبنی را که آب عونش یافت

دان که طبعش چنار خواهد کرد

4444

آب گوهر شود در آن کانی

که ازو افتخار خواهد کرد

4545

خواب را در دو چشم خلق از امن

قوت کوکنار خواهد کرد

4646

ای که تاثیر آب دولت تو

گل اعدات خار خواهد کرد

4747

نعمتی را که بحرها نبرد

رزق تو خود دمار خواهد کرد

4848

آب را تف طبعت از بس جود

همه زرین بخار خواهد کرد

4949

آتش خشمت آب دریا را

همچو آتش نزار خواهد کرد

5050

ایزد آن کلک را که لفظ تو یافت

آتش آب خوار خواهد کرد

5151

ز آب حیوان بقات چون شعرت

هر زمان نو شعار خواهد کرد

5252

گردد آتش حصار امنش اگر

آب را در حصار خواهد کرد

5353

تا ز آب حرام عقل و سخن

ذات عیب و عوار خواهد کرد

5454

آب و آتش برای این مدحت

برد و گوهر فخار خواهد کرد

5555

ملک دنیا نخواهد آن کو را

جود تو با یسار خواهد کرد

5656

دشمنت را چو آب اجل سوی مرگ

هم ز عرضش مهار خواهد کرد

5757

روزگار آب روی داد آن را

که برو روزگار خواهد کرد

5858

دشمنت زین سپس به عذر جواب

خاک فرش عذار خواهد کرد

5959

گر نه از بخت بد چو هر عاقل

ناله‌ها زار زار خواهد کرد

6060

آب جاه تو آنکسی خواهد

کایزدش بختیار خواهد کرد

6161

مهترا پا و سر در آب از شرم

خویشتن را یسار خواهد کرد

6262

چون کف از تف عمامه خواهد بست

چون بط از آب ازار خواهد کرد

6363

آب من برده گیر اگر با من

جود تو همچو پار خواهد کرد

6464

آب آنراست نزد هر مهتر

چون نبرد او قمار خواهد کرد

6565

آمدم چون پر آب آبله من

تا دلت چختیار خواهد کرد

6666

ای سنایی مبر تو آب از کار

کت خرد حق گزار خواهد کرد

6767

غوطه‌ها خورد باید اندر بحر

هر که در در کنار خواهد کرد

6868

کی بترسد ز زخم مار آنکو

خویشتن یار غار خواهد کرد

6969

آب دیده مریز کت خواجه

با ضیاع و عقار خواهد کرد

7070

آب را گرچه میل زی پستیست

نظم تو کار نار خواهد کرد

7171

تافته گردد آنکه بی اقبال

نام خود یادگار خواهد کرد

7272

رنجکی بیند آنکه بی‌کشتی

بحر اخضر گذار خواهد کرد

7373

تا ز تاثیر نه فلک چار اصل

کار کردست و کار خواهد کرد

7474

سرورا سرفراز کت نه چرخ

افسر هر چهار خواهد کرد

7575

ز آبها تا بخار خواهد خواست

بادها تا غبار خواهد کرد

7676

شادمان زی که در بقات سده

این چنین صدهزار خواهد کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا بت من قصد خرابات کرد

نفی مرا شاهد اثبات کرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 38

اگلی نظم

باز جانها شکار خواهد کرد

گر جمال آشکار خواهد کرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 40 - در مدح امیر بار سلطان

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز جانها شکار خواهد کرد

گر جمال آشکار خواهد کرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 40 - در مدح امیر بار سلطان

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور