صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 424

غزل شمارهٔ 424

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رگردمهمی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی

چون قلم گرد سر کویش به سر گردم همی

2

بهر آن بو تا که خورشیدی به دست آرم چنو

من به گرد کوی خیره‌خیره برگردم همی

3

پس چو میدان فلک را نیست خورشیدی چو تو

چون فلک هر روز گرد خاک در گردم همی

4

آبروی عاشقان در خاکپایش تعبیه‌ست

خاکپایش را ز بهر آب سر گردم همی

5

از پی گرد سم شبدیز او وقت نثار

گه ز دیده سیم و گه از روی زر گردم همی

6

روی تا دارم به کویش در بهشتم در بهشت

چون ز کویش بازگردم در سقر گردم همی

7

گه‌ گهی از شرم‌ تر گردم ز خشم آوردنش

بلعجب مردی منم کز خشم تر گردم همی

8

گر هنوز از دو لبش جویم غذا نشگفت از آنک

در هوای عشقش اکنون کفچه بر گردم همی

9

تا چو شیر او رخ به خون دارد من از بهر غذاش

همچو ناف آهو از خون بارور گردم همی

10

روی زرد من ز عکس روی چون خورشید اوست

زان چو سایه گرد آن دیوار و در گردم همی

11

گرچه هستم با دل آهوی ماده وقت ضعف

چون ز عشقش یادم آید شیر نر گردم همی

12

هر چه پیشم پوستین درّد همی نادرتر آنک

من سلیم از پوستینش سغبه‌تر گردم همی

13

با سنایی و سنایی گشتم اندر عشق او

باز در وصف دهانش پر درر گردم همی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی

گاه عشرت پیش تو بر دست ساغر دارمی

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 423

اگلی نظم

ای چشم و چراغ آن جهانی

وی شاهد و شمع آسمانی

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 425

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور