سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 287غزل شمارهٔ 287شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما قد ترا بندهتر از سرو روانیمما خد ترا سغبهتر از عقل و روانیم2نقل کریںبی روی تو لب خشکتر از پیکر تیریمبا موی تو دل تیرهتر از نقش کمانیم3نقل کریںبیرون ز رخ و زلف تو ما قبله نداریمبیش از لقب و نام تو توحید نخوانیم4نقل کریںدر ره روش عقل تو ما کهتر عقلیموز پرورش لفظ تو ما مهتر جانیم5نقل کریںاز تقویت جزع تو خردیم و بزرگیموز تربیت عقل تو پیریم و جوانیم6نقل کریںدر کوی امید تو و اندر ره ایماناز نیستی و هستی بر بسته میانیم7نقل کریںیک بار برانداز نقاب از رخ رنگینتا دل به تو بخشیم و خرد بر تو فشانیم8نقل کریںوز نیز درین پرده جمال تو ببینیمشاید که بر امید تو این مایه توانیم9نقل کریںگر ز آتش عشق تو چو شمع از ره تحقیقسوزیم همی خوش خوش تا هیچ نمانیم10نقل کریںتا از رخ چون روز تو بی واسطهٔ کسبچون ماه ز خورشید فلک مایه ستانیم11نقل کریںما را غرض از خدمت تو جز لب تو نیستنه در پی جانیم نه در بند جهانیم12نقل کریںشاید که شب و روز همه مدح تو گوییمدر نامهٔ اقبال همه نام تو خوانیم13نقل کریںزان باده که خواجه از کف اقبال تو خوردستدرده تو سنایی را چون کشتهٔ آنیم14نقل کریںفرخنده حکیمی که در اقلیم سناییبگذشت ز اندازهٔ خوبی و ندانیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیمهفت کشور را به دور ساغری اندر کشیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286اگلی نظمگرچه از جمع بی نیازانیمعاشق عشق و عشقبازانیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 288زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبشکن قدح باده که امروز چنانیمکز توبه شکستن سر توبه شکنانیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1484اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیمآه است درین باغ نهالی که رسانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5937تا در خم این کارگه شیشه گرانیمچون طفل در آیینه به حیرت نگرانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5938آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیمهفت کشور را به دور ساغری اندر کشیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286
اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیمآه است درین باغ نهالی که رسانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5937
تا در خم این کارگه شیشه گرانیمچون طفل در آیینه به حیرت نگرانیمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5938