سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 115غزل شمارهٔ 115شاعر: سناییوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه رنگهاست که آن شوخدیده نامیزدکه تا مگر دلم از صحبتش بپرهیزد2نقل کریںگهی ز طیرهگری نکتهای دراندازدگهی به بلعجبی فتنهای برانگیزد3نقل کریںبه هیچ وقت به بازی کرشمهای نکندکه صدهزار دل از غمزه درنیاویزد4نقل کریںگهی کزو به نفورم بر من آید زودگهش چو خوانم با من به قصد بستیزد5نقل کریںز بهر خصم همی سرمه سازد از دیدهچو دود یافت ز بهر سنایی آمیزد6نقل کریںخبر ندارد از آن کز بلاش نگریزمکه هیچ تشنه ز آب فرات نگریزد7نقل کریںهزار شربت زهر ار ز دست او بخورمز عشق نعرهٔ «هل من مزید» برخیزد8نقل کریںنه از غمست که چشمم همی ز راه مژههزار دریا پالونهوار میبیزد9نقل کریںبه هر که مردم چشمم نگه کند جز از اوجنایتی شمرد، آب ازان سبب ریزد10نقل کریںجواب آن غزل خواجه بوسعید است این«مرا دلیست که با عافیت نیامیزد»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزدزهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114اگلی نظمدگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشدجهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزدهزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزدجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 278اگر روم ز پِیاش فتنهها برانگیزدور از طلب بنشینم به کینه برخیزدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 155چنین که غمزهٔ تو خون خلق میریزدعجب نباشد اگر رستخیز انگیزدعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 81آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزدزهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114
اگلی نظمدگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشدجهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116
چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزدهزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزدجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 278