سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 61شمارهٔ 61شاعر: سناییوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: دشدصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشتچون دو دانگش به هم افتاد به غایت بد شد2نقل کریںبه قبول دو سه نسناس به نزدیک خرانگرچه دی بیخردی بود کنون بخرد شد3نقل کریںراست چون تا که جز آحاد شماریش نبودچون مگس بر سر او رید نهش نهصد شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهدعقدهٔ نفی ز دیباچهٔ لا برگیردسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 60اگلی نظمسرخ گویی همیشه غر باشدشبه از لعل پاکتر باشدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 62 - در جواب هجای یکی از معاندانماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهدعقدهٔ نفی ز دیباچهٔ لا برگیردسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 60
اگلی نظمسرخ گویی همیشه غر باشدشبه از لعل پاکتر باشدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 62 - در جواب هجای یکی از معاندان