سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85غزل شمارهٔ 85شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: نتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منتبامدادان پگه دست منست و دامنت2نقل کریںچند ازین شوخی قرارم ده زمانی بر زمیننه همین آب و زمین بخشید باید با منت3نقل کریںسوزنی گشتم به باریکی به خیاطی فرستتا همی دوزد گریبان و زه پیراهنت4نقل کریںآتش هجرت به خرمنگاه صبرم باز خوردگفت از تو بر نگردم تا نسوزم خرمنت5نقل کریںگر نگیری دستم ای جان جهان در عشق خویشپیشت افتم باژگونه خون من در گردنت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر دل آن را که روشنایی نیستدر خراباتش آشنایی نیستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84اگلی نظمنگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور بادبه دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور بادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمنگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور بادبه دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور بادسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86