سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 77رباعی شمارهٔ 77شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: امیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند بلای عشق دشمن کامیستاز عشق به هر بلا رسیدن خامیست2نقل کریںمندیش به عالم و به کام خود زیمعشوقه و عشق را هنر بدنامیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمایام درشت رام بهرام شهستجام ابدی به نام بهرامشهستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 76اگلی نظمدر دام تو هر کس که گرفتارترستدر چشم تو ای جهان جان خوارترستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 78زمینہم وزن و قافیہ نظمیںحاصل ز غم عشق توام بدنامیستوین بدنامی جمله ز بیآرامیستعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 58ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمایام درشت رام بهرام شهستجام ابدی به نام بهرامشهستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 76
اگلی نظمدر دام تو هر کس که گرفتارترستدر چشم تو ای جهان جان خوارترستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 78
حاصل ز غم عشق توام بدنامیستوین بدنامی جمله ز بیآرامیستعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 58