سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 170رباعی شمارهٔ 170شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: امبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا در طلب مات همی کام بودهر دم که بروی ما زنی دام بود22نقل کریںآن دل که در او عشق دلارام بودگر زندگی از جان طلبد خام بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن روز که مهر کار گردون زدهاندمهر رز عاشقی دگرگون زدهاندسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 169اگلی نظمآن ذات که پروردهٔ اسرار بوداز مرگ نیندیشد و هشیار بودسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 171◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا در طلب مات همی کام بودهر دم که برون ز ما زنی دام بودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 606هر جانی را که غرق انعام بوددر عالم بینهایت آرام بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 72◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن روز که مهر کار گردون زدهاندمهر رز عاشقی دگرگون زدهاندسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 169
اگلی نظمآن ذات که پروردهٔ اسرار بوداز مرگ نیندیشد و هشیار بودسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 171
هر جانی را که غرق انعام بوددر عالم بینهایت آرام بودعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 72