صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 146

قصیدهٔ شمارهٔ 146

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارزن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ای مسافر اندرین ره گام عاشق‌وار زن

فرش لاف اندر نورد و گفت از کردار زن

2

گر نسیم مشک معنی نیست اندر جیب تو

دست همت باری اندر دامن عطار زن

3

هرکت از زر باز گوید اوست دقیانوس تو

گر همی دین بایدت خیمه میان غار زن

4

دیو طرارست پیش آهنگ حرب وی تویی

سوزن تمهید را در چشم این طرار زن

5

پیش از آن کز غدر عالم لال گردد جان تو

آتش درویشی اندر عالم غدار زن

6

منزلی کآنجا نشان خیمهٔ معشوق تست

خاک اندر سرمه ساز و بوسه بر دیوار زن

7

گر نثار پای معشوقان بود در راه وصل

با دو دیده در بپاش و با دو رخ ایثار زن

8

چون سوار راهبر گشتی تو در میدان عشق

شو پیاده آتش آندر زین و زین‌افزار زن

9

هوشیار از باده و مست از می دنیا چه سود

طیلسان فقر و بر فرق چنین هشیار زن

10

در خرابات خرابی همچو مستان گوشه‌گیر

خیمهٔ قلاشی اندر خانهٔ خمار زن

11

پای در میدان مهر کمزنان ملک نه

نرد بازیدی ز مستی حصل بر اسرار زن

12

جان و دل را در قبالهٔ عاشقی اقرار کن

پس به نام عاشقی مهری بر آن اقرار زن

13

گر همه دعوی کنی در عاشقی و مفلسی

چون سنایی دم درین عالم قلندروار زن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دست اندر لام لا خواهم زدن

پای بر فرق هوا خواهم زدن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 145

اگلی نظم

ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن

زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 147

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن

آتش از جرمم بیار و اندر استغفار زن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1970

غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن

یا چو لب وا کردی از هم غوطه ها در خار زن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6056

در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن

ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 143

چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن

چون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298

ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن

نور معنی را ز دعوی در میان زنار زن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 311

ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن

در مسلمانی قدم با مرد دعوی‌دار زن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 312

ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن

در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 313

ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن

آتشی بفروز و اندر خرمن اغیار زن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 314

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور