سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75غزل شمارهٔ 75شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںرازی ز ازل در دل عشاق نهانستزان راز خبر یافت کسی را که عیانست22نقل کریںاو را ز پس پردهٔ اغیار دوم نیستزان مثل ندارد که شهنشاه جهانست33نقل کریںگویند ازین میدان آن را که درآمدکی خواجه دل و روح و روانت ز روانست44نقل کریںگر ماه هلال آید در نعت کسوفستور تیر وصال آید بر بسته کمانست55نقل کریںکاین کوی دو صد بار هزار از سر معنیگشتست کز ایشان تف انگشت نشانست66نقل کریںآنکس که ردایی ز ریا بر کتف افگندآن نیست ردا آن به صف دان طلسانست77نقل کریںگر چند نگونست درین پرده دل مامیدان به حقیقت که ز اقبال ستانست88نقل کریںقاف از خبر هیبت این خوف به تحقیقچون سین سلامت ز پی خواجه روانست99نقل کریںگویی که مگر سینهٔ پر آتش داردیا دیدهٔ او بر صفت بحر عمانست1010نقل کریںاین چیست چنین باید اندر ره معنیآن کس که چنین نیست یقین دان که چنانست1111نقل کریںنظم گهر معنی در دیدهٔ دعویچون مردمک دیده درین مقله نهانست1212نقل کریںدر راه فنا باید جانهای عزیزانکاین شعر سنایی سبب قوت جانست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای مستان خیزید که هنگام صبوح استهر دم که درین حال زنی دام فتوح استسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74اگلی نظمراه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن استوندرین ره نفس کُش، کافر ز بهر کشتن استسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای مستان خیزید که هنگام صبوح استهر دم که درین حال زنی دام فتوح استسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74
اگلی نظمراه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن استوندرین ره نفس کُش، کافر ز بهر کشتن استسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76