سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74غزل شمارهٔ 74شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وحاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای مستان خیزید که هنگام صبوح استهر دم که درین حال زنی دام فتوح است2نقل کریںآراست همه صومعه مریم که دم صبحصاحبخبرِ گلشن و نزهتگه روح است3نقل کریںیک مطربتان عقل و دگر مطربِ عشق استیک ساقیتان حور و دگر ساقیِ روح است4نقل کریںطوفان بلا از چپ و از راست برآمددر باده گریزید که آن کشتی نوح است5نقل کریںباده که درین وقت خوری باده مباح استتوبه که درین وقت کنی توبه نصوح است6نقل کریںخود روز همه نوبت تن خواهد بودهین راح که این یکدودمک نوبت روح است7نقل کریںوز می خوش خسب گزین صبح سناییتا صبح قیامت بدمد مرد صبوح است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل به باغ آمده تقصیر چراستساقیا جام می لعل کجاستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 73اگلی نظمرازی ز ازل در دل عشاق نهانستزان راز خبر یافت کسی را که عیانستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمرازی ز ازل در دل عشاق نهانستزان راز خبر یافت کسی را که عیانستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75