سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232غزل شمارهٔ 232شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ندیمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںما عاشق همت بلندیمدل در خود و در جهان چه بندیم2نقل کریںآن به که یکی قلندری وارمیگیریم ار چه دانشمندیم3نقل کریںاز بهر پسر به سر بیاییموز بهر جگر جگر برندیم4نقل کریںار هیچ شکار حاجت آیدخود را به دو دست ما کمندیم5نقل کریںبا یک دو سه جام به که خود رازنار چهار کرد بندیم6نقل کریںخود را به دو باده وارهانیمچون زیر هزار گونه بندیم7نقل کریںای یار ز چشم بد چه ترسیبر آتش می چو ما سپندیم8نقل کریںچندان بخوریم می که از خودآگه نشویم زان که چندیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدستی که به عهد دوست دادیماز بند نفاق برگشادیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 231اگلی نظمخیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیموین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیموین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233