سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 233غزل شمارهٔ 233شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: مزنیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیموین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیم22نقل کریںتیغ هجران از کف اخلاص بر حکم یقیندر گذار مهرهٔ اصل بنی آدم زنیم33نقل کریںجمله اسباب هوا را برکشیم از تن سلبپس تبرا را برو پوشیم و کف بر هم زنیم44نقل کریںاز علایقها جدا گردیم و ساکنتر شویمبر بساط نیستی یک چند گاهی دم زنیم55نقل کریںتیغ توحید از ضمیر خالص خود برکشیمبر قفای ملحدان زان ضربتی محکم زنیم66نقل کریںآتش نفس لجوج ار هیچگون تیزی کندما به آب قوت علوی برو برنم زنیم77نقل کریںبار خدمت را به کشتی سعادت در کشیمپس خروشی بر کشیم و کشتی اندر یم زنیم88نقل کریںاسب شوق اندر بیابان محبت تا زنیمگوی برباییم و لبیک اندرین عالم زنیم99نقل کریںپیش تا سفله زمانه بر فراقم کم زندخیز تا بر فرق این سفله زمانه کم زنیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمما عاشق همت بلندیمدل در خود و در جهان چه بندیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 232اگلی نظمخیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیمپس ز راه دیده باغ دوستی را پی زنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمی بیاور ساقیا، تا خویشتن را کم زنیمکار خود چون زلف خوبان در هم و برهم زنیمعراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیمپس ز راه دیده باغ دوستی را پی زنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 234
می بیاور ساقیا، تا خویشتن را کم زنیمکار خود چون زلف خوبان در هم و برهم زنیمعراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 17 - در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی