سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ندستصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںقدر مردم سفر پدید آردخانهٔ خویش مرد را بندست22نقل کریںچون به سنگ اندرون بود گوهرکس نداند که قیمتش چندست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگنده پیریست تیره روی جهانخرد ما بدو نظر کردستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 15 - در مذمت دنیااگلی نظمعرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهتدست وزارت در آن بلند مقامستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 17◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگنده پیریست تیره روی جهانخرد ما بدو نظر کردستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 15 - در مذمت دنیا
اگلی نظمعرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهتدست وزارت در آن بلند مقامستسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 17