سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 60رباعی شمارهٔ 60شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ساستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغم خوردن این جهان فانی، هوس استاز هستی ما به نیستی، یک نفَس است2نقل کریںنیکویی کن اگر ترا دسترس استکاین عالم، یادگار بسیار کس است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر شهر هر آنکسی که او مشهورستدانم که ز درد پای تو رنجورستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 59اگلی نظمدر دیدهٔ کبر کبریای تو بسستدر کیسهٔ فقر کیمیای تو بسستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 61زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمر وصل ترا هزار صاحب هوس استتا خود به وصال تو که را دسترس استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 411ای عشق که مدح تو همین عشق بس استبرقی ست که موسی اش یک مشت خس استعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 51ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر شهر هر آنکسی که او مشهورستدانم که ز درد پای تو رنجورستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 59
اگلی نظمدر دیدهٔ کبر کبریای تو بسستدر کیسهٔ فقر کیمیای تو بسستسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 61