سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 412رباعی شمارهٔ 412شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هایبیمعنیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم چو لبی بوسه دهای بیمعنیخود چون زلفی پر گرهای بیمعنی2نقل کریںگفتی ز که یابیم بهای بیمعنیبا ما تو برین دلی زهای بیمعنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک روز نباشد که تو با کبر و منیصد تیغ جفا بر من مسکین نزنیسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 411اگلی نظمتا مخرقه و راندهٔ هر در نشوینزد همه کس چو کفر و کافر نشویسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 413ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک روز نباشد که تو با کبر و منیصد تیغ جفا بر من مسکین نزنیسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 411
اگلی نظمتا مخرقه و راندهٔ هر در نشوینزد همه کس چو کفر و کافر نشویسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 413