صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1901

غزل شمارهٔ 1901

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ربساست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است

سرمایه فراغت من اینقدر بس است

22

عشاق را به بند گران احتیاج نیست

زنجیر پای مو هوای شکر بس است

33

چون شمع، گریه در کرم دست حلقه کرد

این تیغ آبدار مرا بر کمر بس است

44

از تنگنای چرخ شکایت چه می کنی؟

فتح قفس، شکستگی بال و پر بس است

55

آنجا که خار دست به ترکش زند، چو گل

پیشانی گشاده به جای سپر بس است

66

از بهر برفروختن چهره امید

یک قطره اشک گرم به وقت سحر بس است

77

جرم سفینه تو که بر سنگ خورده است

نومید بازگشتن موج خطر بس است

88

بیخوابی که چشم تو ترسیده است ازو

سود حقیقی تو همان از سفر بس است

99

از زلف یار و از دهنش نکته ای بگو

درس مطول و سخن مختصر بس است

1010

گر امتیاز نام بود مطلب از اثر

این امتیاز کز تو نماند اثر بس است

1111

خاک من و سبو ز خرابات مشرب است

بالین ز دست خویش مرا زیر سر بس است

1212

از یک سخن حقیقت هر کس عیان شود

بهر نمونه از صدفی یک گهر بس است

1313

صائب مرا به سرمه خلق احتیاج نیست

آن خط مشکبار را در نظر بس است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آیینه دار روی تو شرم و حیا بس است

پهلونشین سرو تو بند قبا بس است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1900

اگلی نظم

رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است

شبنم برای تازگی گلستان بس است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1902

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور