صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 923غزل شمارهٔ 923شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انهساختصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساختشمع در فانوس کار یک جهان پروانه ساخت2نقل کریںنغمه سنجان چمن را شور من دیوانه ساختبرگ گل را شعله آواز من پروانه ساخت3نقل کریںجوهر عشق آن زمان بر خلق ظاهر شد که حسنذوالفقار شمع از بال و پر پروانه ساخت4نقل کریںاز تنور گرم نتوان نان خود را خام بردگرمی هنگامه طفلان مرا دیوانه ساخت5نقل کریںکرد خرج آب و گل کاشانه آرایی مراوقت آن کس خوش که خود را پیشتر از خانه ساخت6نقل کریںگر به این عنوان تکلف مجلس آرایی کندزود خواهد آشنایان را ز هم بیگانه ساخت7نقل کریںخواهد افتادن به فکر کلبه تاریک ماداغ سودایی که از هر لاله آتشخانه ساخت8نقل کریںمن که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتمدر قفس می بایدم اکنون به آب و دانه ساخت9نقل کریںسهل باشد گر مرا بازیچه طفلان کندقهرمان عشق اول کعبه را بتخانه ساخت10نقل کریںحلقه در می شود تا می گشاید چشم رابوالفضولی میهمانی را که صاحبخانه ساخت11نقل کریںباد نخوت از سرم زخم زبان بیرون نبرداین حباب پوچ، تیغ موج را دندانه ساخت12نقل کریںشد به زلف او یکی صد، رشته پیوند مناستخوانم را اگر زخم نمایان شانه ساخت13نقل کریںشرم اسلام است اگر مانع ز بی رحمی ترااز نگاهی می توان ما را ز دین بیگانه ساخت14نقل کریںبی بلا گردان ندارد حسن آسایش که شمعپرده فانوس را بال و پر پروانه ساخت15نقل کریںمن که صائب کردمی پهلو تهی از خویشتناین زمان می بایدم با یک جهان بیگانه ساخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطی شود در یک نفس آغاز و انجام حیاتشعله جواله باشد گردش جام حیاتصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 922اگلی نظماز چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناختشد عزیز آن کس که یوسف را ز پیراهن شناختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 924آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمطی شود در یک نفس آغاز و انجام حیاتشعله جواله باشد گردش جام حیاتصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 922
اگلی نظماز چه و زندان برآمد هر که روح از تن شناختشد عزیز آن کس که یوسف را ز پیراهن شناختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 924