صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 922غزل شمارهٔ 922شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: امحیاتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںطی شود در یک نفس آغاز و انجام حیاتشعله جواله باشد گردش جام حیات22نقل کریںمهلت از نوکیسه جستن از خرد دورست دورچون سبکروحان بده پیش از طلب وام حیات33نقل کریںمحو گردد در نظر واکردنی مد شهابدل منه چون غافلان بر طول ایام حیات44نقل کریںچون لب پیمانه می بوسد لب شمشیر راهر که می سازد دهانی تلخ از جام حیات55نقل کریںچشم عیش صافی از ایام در پیری مدارنیست غیر از درد کلفت در ته جام حیات66نقل کریںگر حضوری هست، در دارالامان نیستی استدانه ای جز خوردن دل نیست در دام حیات77نقل کریںخواب مرگش را نسازد بستر بیگانه تلخخاک باشد هر که را بستر در ایام حیات88نقل کریںهستی باقی به دست آور چو عالی همتانانتظار مرگ را تا کی نهی نام حیات؟99نقل کریںدر بلا تن دادن از بیم بلا اولی ترستگردن خود را سبک کن زود از وام حیات1010نقل کریںدر قفس می افکند مرغ فلک پرواز راهر که در ملک عدم می بندد احرام حیات1111نقل کریںجوی شیر و شهد گردد در تنش رگ زیر خاکهر که کام خلق شیرین کرد هنگام حیات1212نقل کریںتیرگی آفاق را از دل به آب زر بشویتا سرت گرم است چون خورشید از جام حیات1313نقل کریںآنچه می ماند بجا از رفتگان، جز نام نیستنام نیکی کسب کن صائب در ایام حیات◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آبحیف است که آیینه نیرنگ شود آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 921اگلی نظمعالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساختشمع در فانوس کار یک جهان پروانه ساختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 923◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز لعل و گهر گرچه گرانسنگ شود آبحیف است که آیینه نیرنگ شود آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 921
اگلی نظمعالمی را روی شرم آلود او دیوانه ساختشمع در فانوس کار یک جهان پروانه ساختصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 923