صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1074

غزل شمارهٔ 1074

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهمنروشناست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

چشم من از گریه مستانه من روشن است

خانه من چون صدف از دانه من روشن است

22

شعله سودای من آهن گداز افتاده است

دیده زنجیر از دیوانه من روشن است

33

نیست چون آیینه نور عاریت در خانه ام

از صفای سینه من خانه من روشن است

44

گرچه از گرد کسادی مهره گل گشته ام

نه صدف از گوهر یکدانه من روشن است

55

جلوه فانوس دارد در نظر پروانه را

بس که از سوز درون کاشانه من روشن است

66

دیده جغدست شمعی هست اگر ویرانه را

از فروغ داغ سودا، خانه من روشن است

77

می شوم من داغ هر کس را که می سوزد فلک

از چراغ دیگران غمخانه من روشن است

88

دیده شیر از غم دنیا نگهبان من است

از شراب لعل تا پیمانه من روشن است

99

من سیه روزم، و گرنه سر به سر روی زمین

از فروغ طلعت جانانه من روشن است

1010

سینه گرمم جهانی را به جوش آورده است

عالمی را شمع از آتشخانه من روشن است

1111

سختی ایام نتواند مرا افسرده ساخت

چون شرر در سنگ خارا دانه من روشن است

1212

گر ز روزن دیگران را خانه روشن می شود

صائب از بی روزنی کاشانه من روشن است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است

چشم گریان من از رخسار جانان روشن است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1073

اگلی نظم

دل چو کشتی، جان روشن عالم آب من است

بادبان و لنگرش بیداری و خواب من است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1075

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور