صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1073

غزل شمارهٔ 1073

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انروشناست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است

چشم گریان من از رخسار جانان روشن است

2

روشن از خورشید تابان است اگر روی زمین

ظلمت آباد دل از آیینه رویان روشن است

3

می کند دل را سیه، رویی که شرم آلود نیست

محفل ما از چراغ زیر دامان روشن است

4

گریه از آیینه دل می زداید تیرگی

شمع چندانی که چشمش هست گریان روشن است

5

حسن کامل را به از حیرت نباشد شاهدی

راحت قربانیان از چشم حیران روشن است

6

بر مزار عاشقان گر نیست شمعی گو مباش

کز دل خونگرم خود خاک شهیدان روشن است

7

قسمت ما نیست از صبح وطن جز تیرگی

چشم ما از سرمه شام غریبان روشن است

8

کار گویا می کند کوته زبان لاف را

جوهر شمشیر از زخم نمایان روشن است

9

می توان ره بردن از عنوان به مضمون نامه را

خلق صاحبخانه از سیمای دربان روشن است

10

در حریم زلف خود باد صبا را ره مده

کز دل سوزان عاشق این شبستان روشن است

11

گر شود روشن ز مهر و مه سرای دیگران

خانه اهل کرم صائب ز مهمان روشن است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خرقه آزادگان چشم از جهان پوشیدن است

کسوت این قوم از دستار سر پیچیدن است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1072

اگلی نظم

چشم من از گریه مستانه من روشن است

خانه من چون صدف از دانه من روشن است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1074

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور