صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 742غزل شمارهٔ 742شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یشهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل خود به خود شکسته شود عشق پیشه راسنگ است در بغل می پر زور شیشه را22نقل کریںچشم بد ستاره به عاشق چه می کند؟از کرم شب فروز چه غم شیر بیشه را؟33نقل کریںدر ساز با خزان حوادث که همچو سروبار دل است میوه بهار همیشه را44نقل کریںپیران شکار طول امل زود می شونددر خاک نرم، حکم روان است ریشه را55نقل کریںآورده است صورت شیرین برون ز سنگفرهاد چون به سر ندهد جای تیشه را؟66نقل کریںشمع و شراب و شاهد من خون دل بس استبرق از فروغ باده بود ابر شیشه را77نقل کریںرنگی به روی کار نیاری چو کوهکناز خون خویش تا ندهی آب تیشه را88نقل کریںصائب لباس برق نگردد حجاب ابرتا چند زیر خرقه توان داشت شیشه را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟کز خود کند مضایقه از ناز بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 741اگلی نظمدایم ز نازکی است دل افگار شیشه راخون می چکد مدام ز گفتار شیشه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 743◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدادم به چشم او دل اندوه پیشه راغافل که مست می شکند زود شیشه راعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 23◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگیرم چگونه زان بت طناز بوسه را؟کز خود کند مضایقه از ناز بوسه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 741
اگلی نظمدایم ز نازکی است دل افگار شیشه راخون می چکد مدام ز گفتار شیشه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 743