صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2346

غزل شمارهٔ 2346

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکنتوانستکرد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد

این دخان چشم مرا نمناک نتوانست کرد

2

از گهر گرد یتیمی شست آب چشم من

گرد کلفت از دل من پاک نتوانست کرد

3

خاک پیش تشنگان هرگز نگیرد جای آب

چاره مخمور می، تریاک نتوانست کرد

4

بر لب گفتار هر کس مهر خاموشی نزد

جنت دربسته را ادراک نتوانست کرد

5

گرچه چندین دست بیرون کرد از یک آستین

عقده ای باز از دل خود تاک نتوانست کرد

6

غنچه دلگیر ما از تنگی این گلستان

بر مراد دل گریبان چاک نتوانست کرد

7

وای بر آن کس که در شبها پی تسخیر فیض

دیده بیدار خود، فتراک نتوانست کرد

8

می تراود بوی درد از خرقه خونین دلان

نافه بوی خویش را امساک نتوانست کرد

9

از زمین خاکساری پوچ بیرون آمدیم

تخم ما نشو و نما در خاک نتوانست کرد

10

ماه عید از سینه ام گرد کدورت را نبرد

زنگ ازین آیینه صیقل پاک نتوانست کرد

11

با تهی چشمی چه سازد نعمت روی زمین؟

سیر چشم دام صائب خاک نتوانست کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد

خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2345

اگلی نظم

در غبار خط همان زلفش بود جویای دل

خاک سیر از صید چشم دام نتوانست کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2347

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور