صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 383غزل شمارهٔ 383شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ارعاشقراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق راکه باغ دلگشایی نیست غیر از یار عاشق را22نقل کریںبه بوی گل ز خواب بی خودی بیدار شد بلبلزهی خجلت که معشوقش کند بیدار عاشق را33نقل کریںز کوه بیستون فرهاد ازان بیرون نمی آیدکه می گردد دو بالا، ناله در کهسار عاشق را44نقل کریںصف مژگان نگردد پرده دار چشم قربانیقیامت کی ز شغل خود کند بیکار عاشق را؟55نقل کریںخم پر می به خشت از جوش هیهات است بنشیندنگردد خامشی مهر لب اظهار عاشق را66نقل کریںتو کز شور جنون بی بهره ای فکر سر خود کنکه جوش مغز خواهد کرد بی دستار عاشق را77نقل کریںدم شمشیر برق از هر گیاهی برنمی گرددز جولان نیست مانع وادی پر خار عاشق را88نقل کریںز خط روزی که شد خون عقیقش مشک، دانستمکه خواهد سوخت در دل آرزو بسیار عاشق را99نقل کریںگرانسنگی فلاخن را پر پرواز می گرددندارد لنگر کوه غم از رفتار عاشق را1010نقل کریںبه هر بی پرده ای اظهار نتوان کرد راز خوددل شبها بود گنجینه اسرار عاشق را1111نقل کریںفریب خال گندم گون او خوردم، ندانستمکه خواهد ساختن این نقطه بی پرگار عاشق را1212نقل کریںبه عیب بی وفایی همچو گل مشهور می گردداگر در سوختن از پا برآید خار عاشق را1313نقل کریںز شوق سنگ طفلان چون فلاخن نیست آرامشاگر چه هست چون دل شیشه ای در بار عاشق را1414نقل کریںمی لعلی اگر در سنگ رو پنهان کند صائببس است از هر دو عالم نشأه دیدار عاشق را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنگاه عجز باشد گر زبانی هست عاشق رابود زخم نمایان، گر دهانی هست عاشق راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 382اگلی نظممجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفانکه از دریای گوهر، بهره خاشاک است ساحل راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 384◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنگاه عجز باشد گر زبانی هست عاشق رابود زخم نمایان، گر دهانی هست عاشق راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 382
اگلی نظممجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفانکه از دریای گوهر، بهره خاشاک است ساحل راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 384