صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2356

غزل شمارهٔ 2356

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد

سنگلاخ دهر را بر خویشتن هموار کرد

2

خیره چشمان را اگر محجوب سازد دور نیست

روی شرم آلود او آیینه را ستار کرد

3

از تراشیدن غبار لشکر خط شد بلند

آب تیغ این سبزه خوابیده را بیدار کرد

4

لشکر سنگین غفلت بیجگر افتاده است

مشت آبی می تواند خفته را بیدار کرد

5

گرد کلفت بس که از دوران به روی من نشست

هر که رو آورد در من، روی در دیوار کرد

6

چین زدن بر جبهه ای آیینه رو انصاف نیست

تنگ بر طوطی نباید عرصه گفتار کرد

7

گر نمی گشتند زاغان سرمه آواز ما

می توانستیم فریادی درین گلزار کرد

8

بس که در تمثال شیرین برد تردستی به کار

در دل آیینه خون فرهاد شیرین کار کرد

9

روی گرم کارفرما گر هواداری کند

می توانم بیستون را زر دست افشار کرد

10

اعتبار ناقص از بی اعتباری بدترست

قیمت نازل به یوسف چاه را هموار کرد

11

گوشه گیری کشتی نوح است طوفان دیده را

ذوق تنهایی ز صحبتها مرا بیزار کرد

12

همچو بخت سبز گیرد از هوا زنگار را

از نمد آیینه ام تا روی در بازار کرد

13

عمر خود کوتاه کرد و نامه خود را سیاه

هر که صائب چون قلم سر درسر گفتار کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد

سنگلاخ دهر را بر خویشتن هموار کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2355

اگلی نظم

کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد

شد سلیمان هر که دست خود حصار مور کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2357

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 653

دل سحرگاهی به‌گلشن یاد آن رخسار کرد

اشک آن شبنم برگ ‌گل را رخت آتشکار کرد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1089

کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد

خون گرم این مست خواب آلود را بیدار کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2353

مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد

دامنم را چون صدف پر گوهر شهوار کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2354

هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد

سنگلاخ دهر را بر خویشتن هموار کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2355

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور