صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6668غزل شمارهٔ 6668شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارخودیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر کجاگیری گلی در آب معمار خودیکار هر کس را دهی انجام در کار خودی22نقل کریںسرسری مگذر ز تعمیر دل بیچارگانکار محکم کن که در تعمیر دیوار خودی33نقل کریںهر چه از دلها کنی تعمیر پشتیبان توستسعی در آبادی دل کن چو معمار خودی44نقل کریںپرده پوشی پرده بر افعال خود پوشیدن استعیب هر کس را کنی پوشیده ستار خودی55نقل کریںهر که را از پا درآری پا به بخت خود زنیجانب هر کس نگه داری نگهدار خودی66نقل کریںدر گلستان رضا غیر از گل بی خار نیستتو ز خود داری همیشه زخمی خار خودی77نقل کریںحق پرستی چیست، از بایست خود برخاستنتا خدا را بهر خود خواهی پرستار خودی88نقل کریںدردهای عارضی را می کند درمان طبیببا تو چون عیسی برآید چون تو بیمار خودی؟99نقل کریںتخم نار و نور با خود می بری زین خاکداندر بهشت و دوزخ از گفتار و کردار خودی1010نقل کریںنیست در آیینه دل هیچ کس را جز تو راهاز که می نالی تو تردامن چو زنگار خودی؟1111نقل کریںاز لحد خاک شکم پرور دهان وا کرده استتو ز غفلت همچنان در بند پروار خودی1212نقل کریںدر دل توست آنچه می جویی به صد شمع و چراغماه کنعانی ولی غافل ز رخسار خودی1313نقل کریںفکر ایام زمستان می کنی در نوبهاراینقدر غافل چرا از آخر کار خودی؟1414نقل کریںرشته تا دارد گره از چشم سوزن نگذردنگذری تا از سر خود عقده کار خودی1515نقل کریںعارفان سر در کنار مطربان افکنده اندتو ز بی مغزی همان در بند دستار خودی1616نقل کریںنشکنی تا جنس مردم را، نگردی مشتریخویش را بشکن اگر صائب خریدار خودی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزاهد از خشکی سبکروحانه بیرون آمدیصورت دیوار اگر از خانه بیرون آمدیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6667اگلی نظمهر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودیای هزاران خضر فرخ پی فدای بیخودیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6669◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزاهد از خشکی سبکروحانه بیرون آمدیصورت دیوار اگر از خانه بیرون آمدیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6667
اگلی نظمهر دو عالم یک قدم باشد به پای بیخودیای هزاران خضر فرخ پی فدای بیخودیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6669