صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5752

غزل شمارهٔ 5752

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابمیبینم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

صفای روی ترا از نقاب می‌بینم

به ماه می‌نگرم آفتاب می‌بینم

2

اگرچه از سر زلفش بریده‌ام عمری است

هنوز در رگ جان پیچ و تاب می‌بینم

3

غبار چهره خورشیدطلعتی فرش است

به هر زمین که به چشم پر آب می‌بینم

4

نژاد گوهر من از محیط یکتایی است

به یک نظر همه را چون حباب می‌بینم

5

کشیده دار عنان درازدستی را

که دور حسن تو پا در رکاب می‌بینم

6

دماغ خوردن دود چراغ نیست مرا

به روشنایی دل در کتاب می‌بینم

7

چو موی بر سر آتش نشسته مژگانم

ز بس که گرم در آن آفتاب می‌بینم

8

کجا روم که درین صیدگاه ناکامی

هزار دام ز موج سراب می‌بینم

9

رخ گشاده ز دل زنگ می‌برد صائب

هلال عید به روی شراب می‌بینم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم

چو صبح زندگی خویش را دوباره کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5751

اگلی نظم

ز خط طراوت رخسار یار می بینم

صفای آینه را از غبار می بینم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5753

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور