صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6951

غزل شمارهٔ 6951

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: الیکهتوداری

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

دل آب کند برق جلالی که تو داری

آیینه گدازست جمالی که تو داری

22

در آینه و آب نگشته است مصور

از بس که بود شوخ مثالی که تو داری

33

با ناخن مشکین چه جگرها که کند ریش

از خط بناگوش هلالی که تو داری

44

بس حلقه که در گوش کشد شیردلان را

از چشم سیه مست، غزالی که تو داری

55

بسیار کند در دل نظارگیان خون

این لعل لب و چهره آلی که تو داری

66

بر کبک کند چنگل شهباز هوا را

از شوخی مژگان پر و بالی که تو داری

77

بر هم زن جمعیت مرغان بهشت است

در کنج لب آن دانه خالی که تو داری

88

سرمشق جنون، مرکز پرگار نظرهاست

بر صفحه عارض خط و خالی که تو داری

99

نه خواب گذارد به نظرها نه خیالی

از چشم و دهن خواب و خیالی که تو داری

1010

در پنجه مژگان تو فولاد شود موم

در سنگ کند ریشه نهالی که تو داری

1111

سی شب به تماشایی رخسار تو عیدست

از دیدن ابروی هلالی که تو داری

1212

هر روز به خورشید زوالی رسد از چرخ

ایمن بود از نقص کمالی که تو داری

1313

در معنی و لفظ تو تفاوت نتوان یافت

خوشتر بود از روی، خصالی که تو داری

1414

ظلم است که بر سوخته جانان نکنی رحم

در لعل لب این آب زلالی که تو داری

1515

صائب نشود فکر تو چون نازک و باریک؟

زان موی میان راه خیالی که تو داری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون رشته به همواری اگر نام برآری

از گرد گریبان گهر سر بدر آری

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6950

اگلی نظم

محراب نظرهاست کمانی که تو داری

شیرازه دلهاست میانی که تو داری

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6952

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور