صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 960

غزل شمارهٔ 960

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایدردهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

درد بی درمان پیری منتهای دردهاست

مغز پوچ و رنگ زردش کهربای دردهاست

22

هیچ راهی چون به حق نزدیکتر از درد نیست

می برم غیرت به هر کس مبتلای دردهاست

33

کاسه دریوزه داغ است سر تا پای من

بس که هر عضو از وجود من گدای دردهاست

44

از جهان آب و گل امید آسایش خطاست

چار دیوار بدن مهمانسرای دردهاست

55

می کند آیینه خود را به ناخن صیقلی

سینه من بس که مشتاق لقای دردهاست

66

غوطه زد در خون خود دردی که پا در وی نهاد

سینه ما دردمندان کربلای دردهاست

77

گوشمال درد می سازد مسلمان نفس را

وای بر آن کس که کافر ماجرای دردهاست

88

چون کریم از میهمان سیری نمی باشد مرا

ناله ای گر می کنم گاهی صلای دردهاست

99

نیل چشم زخم باشد گنج را ویرانه ها

ورنه دل با این خرابی کی سزای دردهاست؟

1010

می زنم چون مار نعل واژگون از پیچ و تاب

ورنه گنج عافیت در زیر پای دردهاست

1111

می شود مایل به عاشق درد در هر جا که هست

جان سخت عاشقان آهن ربای دردهاست

1212

درد ناقص را کند کامل، وجود کاملان

چهره زرین عاشق کیمیای دردهاست

1313

نیست امروزی به ما پیوند درد و داغ عشق

از ازل صائب دل ما آشنای دردهاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لنگر از صاحبدلان، شوخی ز خوبان خوشنماست

از هدف استادگی، از تیر جولان خوشنماست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 959

اگلی نظم

خال یا در گوشه چشم است یا کنج لب است

از مکان ها دزد را دایم کمینگه مطلب است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 961

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور