صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1878

غزل شمارهٔ 1878

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نبینهایتاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تازه است دایم از سیهی داغ عندلیب

در گلشنی که زاغ و زغن بی نهایت است

2

مشمار سهل رخنه گفتار خویش را

کاین رخنه در خرابی تن بی نهایت است

3

دست ز کار رفته ز برگ است بیشتر

در کشوری که سیب ذقن بی نهایت است

4

در غربت است چشم حسودان به زیر خاک

این چاه در زمین وطن بی نهایت است

5

از مستمع گشوده شود چشمه سخن

هر جا سخن کش است، سخن بی نهایت است

6

دندان به دل فشار که بر خوان روزگار

این لقمه های دست و دهن بی نهایت است

7

جای دو مغز در ته یک پوست بیش نیست

در تنگنای چرخ دو تن بی نهایت است

8

صائب سخن پذیر درین روزگار نیست

ورنه مرا به سینه سخن بی نهایت است

9

زان غنچه لب شکایت من بی نهایت است

تنگ است وقت، ورنه سخن بی نهایت است

10

در سینه گشاده من درد و داغ عشق

چون نافه در زمین ختن بی نهایت است

11

پرهیز در زمان خط از یار مشکل است

در نوبهار، توبه شکن بی نهایت است

12

ماه تمام می کند ایجاد هاله را

تا شمع روشن است لگن بی نهایت است

13

چون میوه در تو تا رگ خامی به جای هست

گردن مکش، که دار و رسن بی نهایت است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از آه، حسن را خطر بی نهایت است

خط بر چراغ حسن تو دست حمایت است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1877

اگلی نظم

آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست

آن طوطیم که آینه دارم دل خودست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1879

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور