صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 917غزل شمارهٔ 917شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: انشرابصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز چشم نیم مست تو با یک جهان شرابما صلح می کنیم به یک سرمه دان شراب!22نقل کریںاز خشکسال توبه کم کاسه می رسیمداریم چشم از همه دریاکشان شراب33نقل کریںزنهار شرم دختر رز را نگاه داردر روز آفتاب مپیما عیان شراب44نقل کریںهر غنچه ای ز باده گلرنگ شیشه ای استدیگر چه حاجت است درین بوستان شراب55نقل کریںمن در حجاب عشقم و او در نقاب شرمای وای اگر قدم ننهد در میان شراب!66نقل کریںمینا به چشم روشنی جام می روددر مجلسی که می کشد آن دلستان شراب77نقل کریںما ذوق لب گزیدن خمیازه یافتیمارزانی تو باد ز رطل گران شراب88نقل کریںرنگ شکسته کاهربای شکفتگی استکیفیت بهار دهد در خزان شراب99نقل کریںما داده ایم دست ارادت به دست تاکزان روی می خوریم چو آب روان شراب1010نقل کریںصائب چراغ عشرت ما می شود خموشگر کم شود ز ساغر ما یک زمان شراب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجای صدف بود ز گرانی زمین در آبباشد حباب از سبکی خوش نشین در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 916اگلی نظمصبح گشادهروی بوَد در حجاب شبچون باد، سرسری مگذر از نقاب شبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 918◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجای صدف بود ز گرانی زمین در آبباشد حباب از سبکی خوش نشین در آبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 916
اگلی نظمصبح گشادهروی بوَد در حجاب شبچون باد، سرسری مگذر از نقاب شبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 918