صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 532غزل شمارهٔ 532شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا دل از روی تو شد مطلع انوار مراچشم خورشید شود خیره ز رخسار مرا22نقل کریںبی نصیب است ز من دیده ظاهربینانمی توان یافت به نور دل بیدار مرا33نقل کریںهست بر خاطر من دیدن غمخوار گرانورنه کوه غم او نیست به دل بار مرا44نقل کریںدر سیه رویی ازان گشته ام انگشت نماکه سر آمد چو قلم عمر به گفتار مرا55نقل کریںچون کنم پیش طبیبان دگر دست دراز؟ناز عیسی است گران بر دل بیمار مرا66نقل کریںاز کف دست اگر موی برون می آیدمی رسد دست به موی کمر یار مرا77نقل کریںسرو آزاد ترا دیده بدبین مرسادکه به هر جلوه کند تازه گرفتار مرا88نقل کریںحلقه ای می زنم از دور بر آن در صائبباغبان گر ندهد راه به گلزار مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممی کند وقت خوش از عمر برومند مراخونی وقت، بود خونی فرزند مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 531اگلی نظمبرسانید به خاک قدم یار مراکه رسانید به جان این دل بیمار مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 533◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکس فرستاد به سر اندر عیار مراکه «مکن یاد به شعر اندر بسیار مرا»رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 8برسانید به خاک قدم یار مراکه رسانید به جان این دل بیمار مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 533◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممی کند وقت خوش از عمر برومند مراخونی وقت، بود خونی فرزند مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 531
اگلی نظمبرسانید به خاک قدم یار مراکه رسانید به جان این دل بیمار مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 533