صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5125

غزل شمارهٔ 5125

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایشمع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع

تا چه با پروانه بیدل کند صهبای شمع

22

حسن را در پرده شرم است جولان دگر

جامه فانوس زیبنده است بربالای شمع

33

برق بی زنهار باشد خرمن پروانه را

گرچه می باردبه ظاهر نور از سیمای شمع

44

گر شود بازیچه باد صبا خاکسترش

از سر پروانه کی بیرون رود سودای شمع

55

نیست هرناشسته رو شایسته اقبال عشق

مه کجا در دیده پروانه گیرد جای شمع

66

می کند دل را سیه نزدیکی سیمین بران

گرچه کافوری بود،تاریک باشد پای شمع

77

رشته جان جسم خاکی را کند گردآوری

کز درون خود بود شیرازه اجزای شمع

88

قسمت پروانه جز خمیازه آغوش نیست

در شبستان وصال از قامت رعنای شمع

99

ظاهر آرایی کند روشندلان را شادمان

گر بر در زدی برون فانوس از سیمای شمع

1010

می پرد در جستن پروانه چشم روشنش

گرچه در ظاهر بلند افتاده استغنای شمع

1111

از نظر بازی اثر از جسم زار من نماند

می شود خرج فروغ خویش سرتاپای شمع

1212

عشق عالمسوز دل را پاک کرد ازآرزو

چون برآید مشت خاشاکی به استیلای شمع؟

1313

در غلط افکنده فانوس مکرر خلق را

ورنه افتاده است یکتا قامت رعنای شمع

1414

روز دود و شب فروغش رهنمایی می کند

نیست محتاج دلیل و راهبر جویای شمع

1515

هر نهالی دارد از دریاب رحمت بهره ای

نیست غیر از اشک خود آب دگر درپای شمع

1616

آتشین چنگ است در صید دل پروانه ها

گرچه هست ازموم کافوری ید بیضای شمع

1717

لازم سر در هوایان است صائب سرکشی

کی غم پروانه دارد حسن بی پروای شمع؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع

در دل شبها رگ ابر بهارم همچو شمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5124

اگلی نظم

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

ابر آب روی مردان است گفتار طمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5126

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور