صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5125

غزل شمارهٔ 5125

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایشمع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع

تا چه با پروانه بیدل کند صهبای شمع

2

حسن را در پرده شرم است جولان دگر

جامه فانوس زیبنده است بربالای شمع

3

برق بی زنهار باشد خرمن پروانه را

گرچه می باردبه ظاهر نور از سیمای شمع

4

گر شود بازیچه باد صبا خاکسترش

از سر پروانه کی بیرون رود سودای شمع

5

نیست هرناشسته رو شایسته اقبال عشق

مه کجا در دیده پروانه گیرد جای شمع

6

می کند دل را سیه نزدیکی سیمین بران

گرچه کافوری بود،تاریک باشد پای شمع

7

رشته جان جسم خاکی را کند گردآوری

کز درون خود بود شیرازه اجزای شمع

8

قسمت پروانه جز خمیازه آغوش نیست

در شبستان وصال از قامت رعنای شمع

9

ظاهر آرایی کند روشندلان را شادمان

گر بر در زدی برون فانوس از سیمای شمع

10

می پرد در جستن پروانه چشم روشنش

گرچه در ظاهر بلند افتاده استغنای شمع

11

از نظر بازی اثر از جسم زار من نماند

می شود خرج فروغ خویش سرتاپای شمع

12

عشق عالمسوز دل را پاک کرد ازآرزو

چون برآید مشت خاشاکی به استیلای شمع؟

13

در غلط افکنده فانوس مکرر خلق را

ورنه افتاده است یکتا قامت رعنای شمع

14

روز دود و شب فروغش رهنمایی می کند

نیست محتاج دلیل و راهبر جویای شمع

15

هر نهالی دارد از دریاب رحمت بهره ای

نیست غیر از اشک خود آب دگر درپای شمع

16

آتشین چنگ است در صید دل پروانه ها

گرچه هست ازموم کافوری ید بیضای شمع

17

لازم سر در هوایان است صائب سرکشی

کی غم پروانه دارد حسن بی پروای شمع؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع

در دل شبها رگ ابر بهارم همچو شمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5124

اگلی نظم

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

ابر آب روی مردان است گفتار طمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5126

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور