صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 651غزل شمارهٔ 651شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ینگرهبگشاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںازان دو سلسله عنبرین گره بگشاز کار شهپر روح الامین گره بگشا22نقل کریںمیان اگر نکنی باز، اختیار از توستبه حق خنده گل کز جبین گره بگشا!33نقل کریںگرهگشای کریمان، کف سؤال بودز کار خرمنم ای خوشه چین گره بگشا44نقل کریںگره به هستی موهوم چون حباب مزنبگیر ناخنی از موج و این گره بگشا55نقل کریںکلید قفل تو در اندرون خانه توستبه زور همت خود از جبین گره بگشا66نقل کریںچو شمع بر سر این نیم جان چه می لرزی؟ز رشته نفس واپسین گره بگشا77نقل کریںصریر خامه صائب دلی گرفته نهشتاگر تو عقده گشایی، چنین گره بگشا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر به لاله شوی هم پیاله در صحراشود دو آتشه رخسار لاله در صحراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 650اگلی نظمچو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ماحضور قلب نمازست در شریعت ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 652◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر به لاله شوی هم پیاله در صحراشود دو آتشه رخسار لاله در صحراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 650
اگلی نظمچو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ماحضور قلب نمازست در شریعت ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 652