صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 650غزل شمارهٔ 650شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: الهدرصحراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر به لاله شوی هم پیاله در صحراشود دو آتشه رخسار لاله در صحرا2نقل کریںخمار نرگس لیلی به چشم مجنون شدیکی هزار ز چشم غزاله در صحرا3نقل کریںز جاده ها چو رگ چنگ ناله برخیزداگر شود ز لبم پهن، ناله در صحرا4نقل کریںنمی شود دل پر خون گشاده از وسعتکه شد گره به جگر آه لاله در صحرا5نقل کریںفغان که حلقه سرگشتگی ز حیرانیاحاطه کرده مرا همچو هاله در صحرا6نقل کریںمگر نسیم ازان زلف سرگذشتی گفت؟که لاله ها شده مشکین کلاله در صحرا7نقل کریںز کوه، دامن دشت جنون پر از سنگ استشود نصیب که تا این نواله در صحرا8نقل کریںبه داغ آبله یابند دشت پیمایاننشان پای مرا همچو لاله در صحرا9نقل کریںهنوز از اثر دود آه مجنون استسیاه روزن چشم غزاله در صحرا10نقل کریںترحم است به مجنون من که می شکندخمار سنگ ملامت به ژاله در صحرا11نقل کریںبه چشم وحشت، مجنون دور گرد مراسواد شهر بود داغ لاله در صحرا12نقل کریںشده است کوچه و بازار پر ز دیوانهبه من شده است جنون تا حواله در صحرا13نقل کریںسیاه خیمه لیلی در گریه مجنوننهان به خون شده چون داغ لاله در صحرا14نقل کریںگل همیشه بهارست داغ من صائباگر بهار زند جوش، لاله در صحرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه کوی عشق مبر زاهد ریایی رامکن به شهر بدآموز، روستایی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649اگلی نظمازان دو سلسله عنبرین گره بگشاز کار شهپر روح الامین گره بگشاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 651آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه کوی عشق مبر زاهد ریایی رامکن به شهر بدآموز، روستایی راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 649
اگلی نظمازان دو سلسله عنبرین گره بگشاز کار شهپر روح الامین گره بگشاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 651