صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4832غزل شمارهٔ 4832شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: الایناستوبسصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپامنه بیرون ز حدِِّ خود کمال این است و بسپیشِ اهلِ دید ملکِ بیزوال این است و بس2نقل کریںدردِ خودبینی بود صد پرده از کوری بتراخترِ اربابِ بینش را وبال این است و بس3نقل کریںخونِ دل خوردن پشیمانی ندارد در قفاگر شرابی هست در عالم حلال این است و بس4نقل کریںچشمپوشیدن جهان را زیرِ بالآوردن استشاهبازِ معرفت را شاهبال این است و بس5نقل کریںباطنِ خود را مزین کن به اخلاقِ جمیلکانچه میماند به حسنِ لایزال این است و بس6نقل کریںگوشِ سنگین، سنگِ دندانِ سبکمغزان بودهرزهگویانِ جهان را گوشمال این است وبس7نقل کریںاز گناهِ خود اگر شرمندهای دیگر مکنشاهدِ خجلت، دلیلِ انفعال این است و بس8نقل کریںخویش را نزدیک میدانی، ازان دوری ز حقدورشو ز اندیشهٔ باطل، وصال این است و بس9نقل کریںعشرتِ ما در رکابِ معنیِ نازک بودعیدِ ما نازکخیالان را هلال این است و بس10نقل کریںتا مگر بر چون خودی در گفتگو غالب شوندمطلبِ اربابِ علم از قیل و قال این است و بس11نقل کریںتا به خودداری گمانِ علم و دانش، ناقصیچون به نقصِ خود شدی قایل، کمال این است و بس12نقل کریںدستِ تحسین بر سرِ دوشِ قلم صائب بکشمنتهای فکرِ اربابِ کمال این است و بس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیوه باغ امیدم داغ حرمان است و بسیار دلسوزی که میبینم نمکدان است و بسصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4831اگلی نظمیارب این جانهای غربت دیده را فریاد رسروحهای گل به رو مالیده را فریاد رسصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4833آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیوه باغ امیدم داغ حرمان است و بسیار دلسوزی که میبینم نمکدان است و بسصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4831
اگلی نظمیارب این جانهای غربت دیده را فریاد رسروحهای گل به رو مالیده را فریاد رسصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4833