صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6095

غزل شمارهٔ 6095

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انفریادمن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

می گذشت از پرده های آسمان فریاد من

برنمی آید کنون از آشیان فریاد من

22

در جوانی می گذشت از سنگ خارا ناله ام

تیر بی پر شد ز قد چون کمان فریاد من

33

یک نوا دارم ولی چون بلبل از نیرنگ گل

جلوه دیگر کند در هر دهان فریاد من

44

نیست چون بلبل، زبانی ناله پر شور من

همچو نی خیزد ز مغز استخوان فریاد من

55

گرچه صحبت یک نفس باشد جدایی مشکل است

از فراق تیر باشد چون کمان فریاد من

66

بلبلان را ناله من بر سر شور آورد

من چو نالم خیزد از چندین زبان فریاد من

77

می خورم افسوس بر عهدی که بودم در چمن

در قفس نبود ز هجر آشیان فریاد من

88

می شود هر برگ سبز او زبان بلبلی

پهن گردد گر به صحن گلستان فریاد من

99

ابر نتوانست گشتن سرمه آواز رعد

چون شود در پرده های دل نهان فریاد من؟

1010

من به امید تو گاهی می شدم دستانسرا

تا تو رفتی شد غریب گلستان فریاد من

1111

سرکش افتاده است آن رعنا، وگرنه سرو را

سر به گلشن داد چون آب روان فریاد من

1212

کی چنین آواره می شد فکر من هر جانبی؟

مستمع می یافت گر در اصفهان فریاد من

1313

کوه چون ابر بهاران روی در صحرا نهد

گر شود با رعد صائب همعنان فریاد من

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من

آه کان آهوی وحشی جست باز از دست من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6094

اگلی نظم

هرگز آهی سر نزد از جان غم فرسود من

چشم مجمر روشن است از آتش بی دود من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6096

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور