صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 838غزل شمارهٔ 838شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: انراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز موج خویش بود تازیانه ریگ روان راچه حاجت است محرک، ز دست رفته عنان را؟22نقل کریںدلم ز بیم خزان می تپد، خوشا گل رعناکه در بهار پس سر نمود فصل خزان را33نقل کریںعلاج غفلت سرشار کن به اشک ندامتکه قطره ای برد از جای خویش خواب گران را44نقل کریںز طعن کجروی آسوده است کشتی عزمشچو موج هر که به دریا سپرده است عنان را55نقل کریںستمگران به ریاضت نمی شوند ملایمکه دل ز چله نشینی نگشت نرم کمان را66نقل کریںکدام ساقی شمشاد قد به باغ درآمد؟که طوفان فاخته آغوش گشت سرو روان را77نقل کریںدمید حیرت حسن تو بر زمانه فسونیکه همچو شیر و شکر کرد ماهتاب و کتان را88نقل کریںز زلف او که رسیده است تا کمر ز درازیبه پیچ و تاب توان فرق کرد موی میان را99نقل کریںاشاره گرچه زبان است بهر بسته زباناننمی توان به ده انگشت کرد کار زبان را1010نقل کریںیکی ده است هر آن نعمت بجا که تو دارینظر به گنگ کن، از شکر حق مبند دهان را1111نقل کریںکسی که پا به مقام رضا نهاد چو صائببه خوشدلی گذرانید عالم گذران را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضانظر به نور جمال تو مهر دیده حرباصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837اگلی نظمز راستی نبود خجلتی گشاده جبین راکه نقش راست نسازد سیاه روی نگین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 839◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضانظر به نور جمال تو مهر دیده حرباصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837
اگلی نظمز راستی نبود خجلتی گشاده جبین راکه نقش راست نسازد سیاه روی نگین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 839