صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5396

غزل شمارهٔ 5396

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: تمیزنم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

مشت آبی بر رخ از اشک ندامت می زنم

نیش بیداری به چشم خواب غفلت می زنم

22

پیش ازان کز خواب سنگین توتیا گردد تنم

خار در چشم شکر خواب فراغت می زنم

33

کوثر و زمزم نشوید گرد عصیان مرا

خویش را چون موج بر دریای رحمت می زنم

44

از پریشان دیدنم خاطر گشته است

بر در این خانه چندی قفل حیرت می زنم

55

غوطه در خون می زنم از خارخار انتقام

گل اگر بر دشمن خود از عداوت می زنم

66

آهوی رم خورده ام، از پاس من غافل مشو

ناگهان بر دامن صحرای وحشت می زنم

77

می کنم در پرده پنهان داغ عالمسوز را

مهر بر بالای خورشید قیامت می زنم

88

ساده لوحی بین که چون شبنم درین بستانسرا

فال همچشمی به خورشید قیامت می زنم

99

روزگاری هر زه گردیدم درین عالم، بس است

مدتی هم زور بر بازوی عزلت می زنم

1010

چند در دامانم آویزد غبار آرزو

آستین بر روی این گرد کدورت می زنم

1111

چند هر ساعت برون آید به رنگی قطره ام

خویش را بر قلزم بیرنگ وحدت می زنم

1212

می کنم سیراب اول همرهان خویش را

این نمک بر زخم خضر بی مروت می زنم

1313

عاشق شهرت نیم صائب چو ماه و آفتاب

آستین بر شمع عالمسوز شهرت می زنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چند روزی از در میخانه سروا می زنم

پشت دستی بر قدح، سنگی به مینا می زنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5395

اگلی نظم

تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنم

هر که را در جوهرم حرفی بود سر می زنم! در

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5397

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور