صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 983غزل شمارهٔ 983شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابباشدبهترستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر استاین صدف پر گوهر سیماب باشد بهترست2نقل کریںرتبه خوبی دو بالا می شود از چشم پاکسرو موزون در کنار آب باشد بهترست3نقل کریںآب چشم از دامن پاکان به جایی می رسدشمع اگر در گوشه محراب باشد بهترست4نقل کریںسرو بی حاصل اگر از جا نخیزد گو مخیزپای چوبین در حنای خواب باشد بهترست5نقل کریںبی نیازی می شود بند زبان هرزه گوخار دامنگیر اگر سیراب باشد بهترست6نقل کریںشبنمی کز جرعه گلها خمارش نشکندطالب خورشید عالمتاب باشد بهترست7نقل کریںمی کشد سر رشته جولان به دریا سیل راکار عاشق با دل بی تاب باشد بهترست8نقل کریںشهپر پرواز هم باشند روشن گوهرانبستر و بالین موج از آب باشد بهترست9نقل کریںبا دل روشن چه بگشاید ز تقریر زبان؟شمع اگر خاموش در مهتاب باشد بهترست10نقل کریںداغ ما صائب حریف چشم شور خلق نیستجامی می در جام ما خوناب باشد بهترست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحلقه اطفال بهر اهل سودا بهترستتنگنای شهر از دامان صحرا بهترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 982اگلی نظمدر طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرستموج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحلقه اطفال بهر اهل سودا بهترستتنگنای شهر از دامان صحرا بهترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 982
اگلی نظمدر طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرستموج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984