صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984غزل شمارهٔ 984شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اسرستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرستموج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرست2نقل کریںاز محیط آفرینش چون نیاید بوی خون؟هر حبابی را که می بینی درین دریا سرست3نقل کریںنیست دستی در گریبان چاک گرداندن مراچون سبو دست مرا پیوند الفت با سرست4نقل کریںاهل دنیا مال را دارند بیش از جان عزیزاز سر دستار هر کس بگذرد اینجا سرست5نقل کریںمو شکافی را رواجی نیست در بازار عشقهر که سر از پا نمی داند درین سودا سرست6نقل کریںتخت ما افتادگی و لشکر ما بی کسیجوهر ذاتی است تیغ ما و تاج ما سرست7نقل کریںاشتها کامل چو شد، خون نعمت الوان بودچون گران شد خواب، صائب بالش خارا سرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر استاین صدف پر گوهر سیماب باشد بهترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 983اگلی نظمهر نقاب روی جانان را نقاب دیگرستهر حجابی را که طی کردی حجاب دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 985آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر استاین صدف پر گوهر سیماب باشد بهترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 983
اگلی نظمهر نقاب روی جانان را نقاب دیگرستهر حجابی را که طی کردی حجاب دیگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 985