صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317غزل شمارهٔ 317شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: یناینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمنال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجاکه چشم بد به قدر نقش باشد در کمین اینجا2نقل کریںاگر خواهی که نگذارد کسی انگشت بر حرفتبه هر نقشی مده از سادگی تن چون نگین اینجا3نقل کریںکلید گنج شو، نه قفل در، ارباب حاجت راکه ماری می شود هر چین که داری بر جبین اینجا4نقل کریںشنیدی روزی آدم چه شد از خوردن گندمبه نان جو قناعت کن ز نان گندمین اینجا5نقل کریںزر بی غش ز پاکی خط پاکی در بغل داردنیندیشد ز دوزخ هر که گردد پاک دین اینجا6نقل کریںکمر نابسته خواهی طعمه سیل حوادث شدمکن رخت اقامت پهن ای کوتاه بین اینجا7نقل کریںز خامی های طینت آن قدر از پای ننشستیکه گور خویش را کردی تنور آتشین اینجا8نقل کریںبه دامان تو از صحرای محشر گرد ننشینداگر افشانده ای گردی ز دل های غمین اینجا9نقل کریںمگر غافل شدی کز خرمن چرخ است رزق تو؟که گردن کج کنی چون خوشه، پیش خوشه چین اینجا10نقل کریںز تنهایی نخواهی کرد وحشت در لحد صائباگر پیش از اجل گردیده ای عزلت گزین اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجاسخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316اگلی نظمفقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجاکه از درویش، همت می کند دریوزه شاه اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگهر نشمرده می ریزند بر کوته زبان اینجاسخن بی پرده می گویند باگوش گران اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 316
اگلی نظمفقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجاکه از درویش، همت می کند دریوزه شاه اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318