صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318غزل شمارهٔ 318شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: اهاینجاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجاکه از درویش، همت می کند دریوزه شاه اینجا2نقل کریںبرآ زین خاکدان گر گوشه آسودگی خواهیکه چون صحرای محشر نیست امید پناه اینجا3نقل کریںز پستی می توان دریافت معراج بلندی راسرافراز از شکستن می شود طرف کلاه اینجا4نقل کریںبه دیوان قیامت چون شود حاضر گرانجانیکه نتواند قدم برداشت از بار گناه اینجا؟5نقل کریںبه خون انداختم از حرص نان خود، ندانستمکز اکسیر قناعت مشک می گردد گیاه اینجا6نقل کریںز راه جذبه توفیق، سالک می شود واصلبه بال کهربا پرواز گیرد برگ کاه اینجا7نقل کریںگزیر از سرمه نبود دیده آهو نگاهان رامکن گر اهل دیدی، شکوه از بخت سیاه اینجا8نقل کریںدرین عبرت سرا مگشا نظر زنهار بی عبرتکه می گردد ز گوهر قیمتی تار نگاه اینجا9نقل کریںجهان چون کاروان ریگ دارد نعل در آتشمکن چون غافلان ریگ روان را تکیه گاه اینجا10نقل کریںسر از یک جیب با خورشید بیرون آوری صائبز صدق دل برآری گر نفس چون صبحگاه اینجا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممنال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجاکه چشم بد به قدر نقش باشد در کمین اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317اگلی نظمدگر با نوخطی دارد دل من در میان سوداکه دارد در گره هر موی خطش یک جهان سوداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممنال از نقش کم گر شد قمارت بدنشین اینجاکه چشم بد به قدر نقش باشد در کمین اینجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317
اگلی نظمدگر با نوخطی دارد دل من در میان سوداکه دارد در گره هر موی خطش یک جهان سوداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319