صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397غزل شمارهٔ 397شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: وشمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمکن یارب گران در منتهای عمر گوشم راسبک زین بار سنگین ساز با این ضعف دوشم را2نقل کریںگران کردن مروت نیست بار ناتوانان رابه فضل خویشتن تخفیف فرما ثقل گوشم را3نقل کریںچو من از عیب مردم دیده باریک بین بستمبه عیب خویش بینا کن دو چشم عیب پوشم را4نقل کریںمرا ذکر خفی تلقین کن از لطف نهان خودمکن بازیچه گفتار، لبهای خموشم را5نقل کریںدرین میخانه چون خم تا تن خاکی است پا بر جابه کام دل رسان یارب شراب خامجوشم را6نقل کریںز بیهوشی عنان نفس سرکش می رود از کفمگردان زیر دست خواب غفلت، مغز هوشم را7نقل کریںنصیب حق شناسان ساز شهد گفتگوی منمگردان رزق کافر نعمتان دهر، نوشم را8نقل کریںحبابی چون کشد بر سر محیط بیکرانی را؟به خورد باده ظرفی ده دل خونابه نوشم را9نقل کریںز سردی های دوران نیست صائب بر دلم بارینه آن دیگم که مانع گردد آب سرد، جوشم را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممسوز ای سنگدل از انتظار می کبابم رابه درد باده کن تعمیر احوال خرابم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396اگلی نظمبه وحدت می توان کردن سبک غم های عالم راکه تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممسوز ای سنگدل از انتظار می کبابم رابه درد باده کن تعمیر احوال خرابم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396
اگلی نظمبه وحدت می توان کردن سبک غم های عالم راکه تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398