صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 398غزل شمارهٔ 398شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ایعالمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه وحدت می توان کردن سبک غم های عالم راکه تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را2نقل کریںندارد حاصلی جز گرد کلفت خاک بی حاصلبگردی چند چون خورشید سر تا پای عالم را؟3نقل کریںز عقل مصلحت بین بیشتر مغزم پریشان شدمگر عشق از سرم بیرون برد سودای عالم را4نقل کریںگرانباری زبان خار را سنگ فسان سازدبه پای گرمرو بی خار کن صحرای عالم را5نقل کریںبه حلوا تلخی ماتم ز دل بیرون نمی آیدچسان شیرین کنم بر خویش تلخی های عالم را؟6نقل کریںخس و خاشاک پیش سیل بی پروا نمی گیردکه بال و پر شود زخم زبان رسوای عالم را7نقل کریںنهنگی می شود هر موجه ای صائب ز بی تابینباشد جز تحمل لنگری دریای عالم را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممکن یارب گران در منتهای عمر گوشم راسبک زین بار سنگین ساز با این ضعف دوشم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397اگلی نظممکن بی بهره یارب از قبول دل بیانم رابه زهر چشم خوبان آب ده تیغ زبانم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممکن یارب گران در منتهای عمر گوشم راسبک زین بار سنگین ساز با این ضعف دوشم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 397
اگلی نظممکن بی بهره یارب از قبول دل بیانم رابه زهر چشم خوبان آب ده تیغ زبانم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399