صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30غزل شمارهٔ 30شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وشیتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجنّتِ دربسته سازد مُهرِ خاموشی تراچهره زرّین میکند چون به، نمدپوشی ترا22نقل کریںحلقهٔ ذکرِ خدا گردد لبِ خاموشِ توگر شود توفیق از مردم فراموشی ترا33نقل کریںخانهداری، در گذارِ سیل لنگرکردن استمیشود حِصنِ سلامت، خانهبردوشی ترا44نقل کریںهوشمندی میبرد بیرون ترا از آب و گِلمینماید صورتِ دیوار، بیهوشی ترا55نقل کریںگوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچهایمیکند با صد زبان تلقینِ خاموشی ترا66نقل کریںغافلی چون رشته کز سیمینبرانِ روزگاررنجِ باریک است حاصل از همآغوشی ترا77نقل کریںخنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدیمیگذارد چرخ بر طاقِ فراموشی ترا88نقل کریںآنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشیبیش شد رعناییِ نفس از خشنپوشی ترا99نقل کریںهوشیاری زنگِ غفلت میبرد صائب ز دلدل سیه چون لاله میگردد ز مینوشی ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترالنگرِ گهواره بود از کودکی تمکین تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 29اگلی نظمنیست ممکن رامکردن چشمِ جادوی تراسایه میبوسد زمین از دور، آهوی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخوابِ ناز از حسنِ روزافزون نشد سنگین ترالنگرِ گهواره بود از کودکی تمکین تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 29
اگلی نظمنیست ممکن رامکردن چشمِ جادوی تراسایه میبوسد زمین از دور، آهوی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31