صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 562غزل شمارهٔ 562شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارهماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرچه از درد خزانی شده رخساره مامی توان چید گل از سینه صد پاره ما2نقل کریںنفس گرم درین بوته نخواهد ماندنتا شود شیشه می این دل چون خاره ما3نقل کریںگرچه از داغ یتیمی دل ما سوخته استهست سنگ یده هر مهره گهواره ما4نقل کریںچرب سازد علم از خون شفاعت خواهانچون برآرد ز میان تیغ، ستمکاره ما5نقل کریںدرد خود گر به مسیحای زمان عرض کنیممی زند بر در بیچارگی از چاره ما6نقل کریںآب دریا نکند ریگ روان را سیرابسیری از باده ندارد دل میخواره ما7نقل کریںصائب از سعی محال است به انجام رسدسفر ریگ روان و دل آواره ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحلقه هر در باغی نشود دیده ماباغ دربسته بود دیده پوشیده ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 561اگلی نظمتا چه گل ریشه دوانیده در اندیشه ما؟که رگ ابر بهارست رگ و ریشه ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 563آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحلقه هر در باغی نشود دیده ماباغ دربسته بود دیده پوشیده ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 561
اگلی نظمتا چه گل ریشه دوانیده در اندیشه ما؟که رگ ابر بهارست رگ و ریشه ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 563